شمس الدين محمد تبادكانى طوسى
63
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )
روح به اوج سماى « 1 » ولايات عروج كرد . و از لحظهء « 2 » وقت ، صفاى سرور و « 3 » سرّ بر مزيد گشت ، و روح نفس غربت غرق بحر غيبت را تمكّن و استقرار داد ، و لطيفهء خفى پرده از جمال حقايق برداشت ، و شيفتهء مكاشفه و آشفتهء مشاهده و معاينه را حيات طيّبهء زندگانى جاودانى داد ، و از فيض « 4 » قبض يسير ظلّ ممدود 24 به بسط وسيع نور وجود كشانيد ، و از سكر حال به « 5 » صحو كمال اتصال رسانيد ، و از نقص اعتلال انفصال داد ؛ تا در نهايات معرفت لطيفهء حقّيه « 6 » به فناى ذاتى ، علّت بقاياى انّيّت را در پرتو بقاى حقّ محو و متلاشى ساخت . و بعد از تحقيق حقايق حق به تلبيس تلبّس به لباس « 7 » خلق از براى هدايت و ارشاد ظهور و بروز نمودند ؛ و به وجود منخلع از رسوم به « 8 » تجريد 25 عين از علم ، « 9 » تفريد ، اشارت از حق به حق كردند ، و به جمع در مقام جمع جمع 26 شرح معرفت خلاصهء توحيد را به بيان شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ « 10 » باز گذاشتند ؛ و گفتند : شعر ما وحّد الواحد من واحد * إذ كلّ من وحّده جاحد 27 فصل قطع منازل اين سفر مبارك به فرق سر و تارك ، به امداد هدايت و ارشاد ولايت پيران راه رفتهء كار ديدهء باز بسته است ؛ كه مسالك و مهالك را شناخته از تصحيح « بدايات » پى به ابواب مقاصد برده باشند ، و تكميل « معاملات » و تحسين « اخلاق » از مأخذ « 11 » « اصول » گرفته ، و « اوديهء » « احوال » « ولايات » را به اتمام « حقايق » به « نهايات » رسانيده ، و به صحبت مشايخ مرشد پرورش يافته ، و مسلسل و معنعن 28 به منبع اصل و معدن وصل پيوسته ، و دست ارادت به واسطهء « 12 » ارباب ارشاد « 13 » به محبوب مراد رسانيده ؛ كه حضرت
--> ( 1 ) . ع : هماى . ( 2 ) . ع : لحظ . ( 3 ) . ع : - و . ( 4 ) . ج : - فيض . ( 5 ) . ج : در هامش به صورت « صحو » بدون « به » استدراك شده است . ( 6 ) . ع : خفى . ( 7 ) . ج : لباسى . ( 8 ) . ع : - به . ( 9 ) . ج : + و . ( 10 ) . آل عمران / 18 . ( 11 ) . ج : مآخذ . ( 12 ) . ع : به توسّط . ( 13 ) . ج : رشاد .